ازهردستی که دادی از همان دست هم پس خواهی گرفت !!!
امروز صیح مورخه نوزدهم آبانماه سال جاری وقتی از خواب بیدار شدم الحمدالله رب العالمین باران می بارید هنوز یکساعت به اذان صبح باقی مانده بود که برطبق روال همیشگی وضو گرفتم و مشغول اقامه نماز شب شدم بعد از نماز شب نمازهای قضای مرحومه مادرم را هم اقامه نمودم سپس لباس گرم ورزشی پوشیدم و برای انجام فریضه نماز صبح از منزل بیرون آمدم و بطرف مسجد حرکت کردم البته باران هم بند آمده بود . بعد از اقامه نماز صبح و خواندن تعقیبات نماز، پیاده روی را آغاز نمودیم همانطور که مشغول راهپیمائی بودیم یکی از دوستان گفت : یک ضرب المثل قدیمی است که می گویند : ازهر دستی که دادی از همان دست هم پس می گیری ، آنگاه داستانی را در این رابطه تعریف نمود و در ادامه گفت : دراوایل انقلاب دوستی داشتم که بقول معروف خیلی آدم حزب الهی دو آتشه بود و سفت و سخت از انقلاب دفاع می کرد . همین دوست ما برای من چنین شرح داد : درابتدای انقلاب ، در یکی از روزها به قصد انجام دادن کاری داشتم از خیابان منزل خود عبور می کردم که دیدم زن و شوهری با فرزند پسر حدودا ده ، دوازده ساله اشان که آلت موسیقی خود را بر دوش حمل می کرد در حال حرکت بودند با دیدن این صحنه بشدت خشمگین شدم و سریعا خود را به آنها رسانیدم و گفتم : ما انقلاب کرده ایم که این آلت موسیقی لهب و لعب را دور بیندازیم . حالا شما زن و شوهر دارید فرزند خود را به آموزشگاه موسیقی می برید تا در آنجا نواختن موسیقی را یادش بدهند ، زن و شوهر که با دیدن من رنگ باخته بودند با تعجب گفتند : مگر از نظر شما اشکالی داره گفتم : بله که اشکال دارد و فوری آلات موسیقی پسر نوجوان را که بر دوشش آویخته بود از دستش بیرون آوردم و با چند لگد آنرا شکستم و جلوی آنها انداختم و گفتم حالا می توانید بروید . پسر نوجوان گریه می کرد و به من می گفت : چرا ویلون مرا شکستی به او گفتم : اگر حرف زیادی بزنی تو را به جرم حمل آلت موسیقی می توانم به زندان بفرستم پسر نوجوان ترسید و دیگر چیزی نگفت و با پدرومادرش بسرعت از من دور شدند دوست ما در ادامه گفت : اکنون سی و هشت سال از آن اتفاق می گذرد و اکنون من برای فرزندم گیتار خریده ام و یک روز در میان او را به آموزشگاه می برم تا نواختن آن را یاد بگیرد . خلاصه هروقت یاد آن صحنه می افتم که با پسر نوجوان چه رفتارناپسندی داشتتم از خودم خجالت می کشم و به یاد این ضرب المثل می افتم که می گویند : از هر دستی که دادی از همان دست هم پس خواهی گرفت ، آری دوستان عزیز در اوایل انقلاب افراد افراطی ، برخی از مردم را به جرم اینکه مخالف نظام لسلامی بودند و یاعقیده دیگری داشتند به زندان انداختند و خیلی از افسران و درجه دارانی را هم که به جرم اینکه جزء گارد جاویدان شاه بودند به جوخه اعدام سپردند . همین رفتارهای افراطی بعضی از افراد طرفدار حکومت اسلامی بود که مردم را نسبت به دین اسلام بدبین نمود دینی که آقا رسول الله (ص) و ائمه اطهار (ع) چقدر برای استواری آن سختیها و لطمات زیادی تحمل کردند افرادی را می شناختم که نسبت به انقلاب ، تعصب خاصی داشتند و مخالفین خود را برنمی تابیدند در حال حاضر 180 درجه تغییر موضع داده و نسبت به انقلاب بی تفاوت شده اند . امام خمینی رحمت الله علیه هم درآخر وصیت نامه خود نوشته اند : من از خدای رحمان و رحیم می خواهم که عذرم را در کوتاهیها و قصور و تقصیر بپذیرد و از ملت امیدوارم که عذرم را در کوتاهیها و تقصیرها بپذیرند منظور امام خمینی ازکوتاهیها ، قصورها و تقصیرها همان افراد افراطی است که با رفتارغلط خود بجای خدمت به انقلاب تیشه به ریشه انقلاب زدند این افراد افراطی هنوز هم در جامعه حضور دارند و به کار غلط خود ادامه می دهند بالاخره روزی چوبش را خواهند خورد و خواهند فهمید که عمری را در اشتباه بسر برده اند والسلام .