شعری از مولانا جلال الدین بلخی در مورد عقل و دین در وبلاگ می گذارم که بسیار پند آموز می باشد تمام دین در سه کلام خلاصه می شود گفتار نیک ، پندار نیک و کردار نیک  شاید برخی از دوستان عزیزبرما خرده بگیرند و بگویند : این سه کلام که از شعار دین زرتشتی است اما من به این دوستان عرض می نمایم که این سه کلام شعار دین مبین اسلام هم هست وحتی بیشتر از دین زرتشت برآن تاکید شده است .

از پدر پرسید روزی یک پسر       بهترین دینها کدام است ای پدر ؟

گفت من با دین ندارم هیچ کار      پیش من دین ها ندارند اعتبار

چون که پی بردم به هر دین جدید      اختلافها پیش آمد پدید

کینه ها و دشمنی بسیار شد     جنگهای مذهبی تکرار شد

خون مردم ریخت بر روی زمین     بارها و بارها با نام دین

نه مسلمانم ، نه ترسا ، نه یهود      سر به حکم عقل آرم فرود

عقل می گوید که عیش بیکران       هست در همزیستی با دیگران

دین ولی گوید که خون کافران        گر بریزی اجر داری بیکران

دیگر اندیشان هم آخر آدمند       دین چرا گوید که مهدورالدم اند

من بدین علت ندارم دین و کیش    تا بریزم خون همنوعان خویش

هان تو هم فرزند تنها از خرد     پیروی کن تا به مینویت برد

با تمام مردم روی زمین     دوستی کن بهترین دین است دین

در این شعر مولانا کلمه ترسا یعنی دین مسیحی ، کلمه مهدورالدم یعنی مباح بودن خون کافران و کلمه مینویت به معنی بهشتت می باشد امیدوارم که از این شعر بسیار زیبا لذت ببرید .