از مقایسه زلزله شهربم  و کشور ژاپن می توان درسهای آموزنده ای گرفت و همچنین درس عبرتی برای مسئولین محترم کشور باشد که خدای ناکرده در صورت تکرار زلزله در هر منطقه از کشور نقاط ضعف امداد رسانی را به نقاط قوت تبدیل کنند . زلزله و سونامی وحشتناک ژاپن واقعا شوک بزرگی برای مردم جهان بود ، شاید تا ماهها اسم این کشور تداعی کننده سیل و خرابی باشد . اما در جریان آسیب هائی که از زلزله و سونامی دامنگیر مردم ژاپن شده است باعث گردیده که آنها با شیوه های رفتاری مثبت درس هائی را به همگان بیاموزند . که بازگو کردن آن نقطه عطفی خواهد بود بر ترویج گزینه های مثبت این فرهنگ ارزشمند و قابل تحسین ، اگر زلزله پنجم دیماه سال هشتاد و دو شهر بم را بخاطر آوریم تلفات جانی و خسارت به منازل و اماکن در منطقه  زلزله زده بیش از کشور ژاپن بوده و این در حالی است که شدت زلزله در ژاپن بمراتب  بیش از شهر بم بوده است . ده نکته آموزنده از ژاپنی ها را حقیر نام می برم و بعد آنها را با وضعیت مردم شهر بم در زمان وقوع زلزله بررسی می کنیم .

یک : آرامش

حتی یک مورد سوگواری شدید یا زدن به سر و صورت هم دیده نشد میزان تاثر و اندوه خود به خود بالا رفته بود .

دو : وقار

صفوف منظم برای دریافت آب و غذا بدون هیچ حرف زننده یا رفتار خشن .

سه : توانمندی

بعنوان نمونه معماری باور نکردنی ساختمانها بطوریکه به طرفین پیچ و تاب می خوردند اما فرو نمی ریختند .

چهار : رحم و شفقت

مردم فقط اقلام مورد نیاز روزانه خود را تهیه کردند و این سبب شد که همه بتوانند مقداری آذوقه تهیه کنند .

پنج : نظم

غارتگری دیده نشد ، زور گوئی یا از دست دیگران ربودن اصلا دیده نشد فقط تفاهم بود .

شش : ایثار

پنجاه نفر از کارگران نیروگاه های اتمی در محل کار خود ماندند تا به خنک کردن دستگاه ها ادامه دهند .

هفت : مهربانی

رستورانها قیمتها را کاهش دادند و از افراد ناتوان و سالخورده دستگیری کردند .

هشت : آموزش

از بچه تا فرد سالخورده همه می دانستند باید چکار کنند و دقیقا همان کار را انجام دادند .

نه : وسایل ارتباط جمعی

در انتشار اخبار بسیار خود دار بودند و از گزارشات مغرضانه خبری نبود .

ده : وجدان

هنگامی که در یک فروشگاه برق قطع شد مردم اجناس را برگرداندند سر جایشان و به آرامی  فروشگاه را ترک کردند .

اکنون این موارد را در زلزله بم با هم مقایسه می کنیم و باید به حال خود افسوس بخوریم که چرا ما که فرهنگ ، دین و مذهبمان متعالی تر از آنهاست با این همه نا هماهنگی روبرو بودیم .

یک : آرامش

با وجودی که میزان زلزله بم به مراتب کمتر از زلزله ژاپن بود اما تلفات جانی وخسارت مالی ما زیادتر بود و مردم بشدت مضطرب بودند و شیون و زاری می کردند .

دو : وقار

وضعیت توزیع مواد غذائی بسیار اسفناک بود و مردم به سمت توزیع کنندگان هجوم می آوردند .

سه : توانمندی

وضعیت معماری و ساخت و ساز در کشور ما بسیار نامطلوب است اگر در زلزله بم دقت کرده باشید تمام سازه ها بلا استثنا صد در صد تخریب شده بودند .

چهار : رحم وشفقت

متاسفانه برخی مردم از اطراف و اکناف  منطقه آسیب دیده به شهر بم هجوم آورده و تمام وسایل خانگی که زیر آوار مدفون شده بودند را بیرون آورده و با خود بردند و وقیحانه تر آن که خود را زلزله زده معرفی نمودند در صورتیکه در کرمان یا شهرستانهای همجوار سکونت داشتند .

پنج : نظم

مردم دیوانه وار بسمت توزیع کنندگان مواد غذائی هجوم می آوردند .

شش : ایثار

کسی اهل ایثار نبود و همه طلب کار بودند .

هفت : مهربانی

اتفاقا بعضی از افراد سود جو که در محل آسیب دیده دکه فروش مواد غذائی بر پا کرده بودند از این وضعیت بحرانی سو استفاده نموده و اقلام مورد نیاز زلزله زدگان را به چند برابر قیمت می فروختند و سود کلانی بدست آوردند .

هشت : آموزش

در هنگام وقوع زلزله مردم سخت وحشت کرده بودند و نمی دانستند که در چنین مواقعی باید چکار کنند .

نه : وجدان

بعضی از منازل که صاحبانش به رحمت ایزدی پیوسته بودند افرادی آمدند و خود را جای آنها معرفی کردند و از کمکهای مردمی استفاده نمودند .

ده : وسایل ارتباط جمعی

متاسفانه از گزارشات آرام بخش خبری نبود و گزارشات آنها فقط مردم را متشنج می ساخت .

اکنون دوستان گرامی خودتان قضاوت کنید و بقول ظریفی که گفت : تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل