از شيخ ابو سعيد ابي الخير رحمه الله عليه پرسيدند : صوفي كيست ؟ فرمود : آنچه در سر داري بنهي و آنچه در كف داري بدهي و آنچه بر تو آيد نرجي ، در كتاب غوالي اللئالي آمده است كه : از حضرت علي عليه السلام پرسيدند معني تصوف چيست ؟ فرمود تصوف از كلمه صوف اشتياق يافته و مركب از سه حرف صاد ، واو ، فاء است حرف صاد كنايه از صبر و صدق وصفا مي باشد و حرف واو اشاره به ورد و ود وفاء است و حرف فاء نمايشگر فقر وفرد و فناء است حضرت امام علي (ع ) مي فرمايد : " انما انا قطب الرحي تدورعلي و انا بمكاني فاذا فارقته استحار مداره فاضطرب ثقالها " يعني بدون ترديد من همچون محور آسيا هستم كه چون بر جاي خود هستم سنگ آسيا به دور من مي گردد و اگر از آن جدا شوم در گردش خود سرگردان و حركت سنگهايش مختل خواهد شد كلمه قطب مانند كلمه امام است كه براي طريق ضلالت نيز بكار برده مي شود چنانكه آن حضرت مي فرمايد : " الصوفي من ليس الصوف علي الصفي و سلك طريق المصطفي و رفض الدنيا خلف القفا و يستوي عنده الذهب و الحجر و الفضه و المدر و الا فالكلب الكوفي خير من الف الصوفي " يعني صوفي كسي است كه از روي صفاي باطن لباس پشمينه پوشد و راه مصطفي صلي الله عليه و آله را بپيمايد و دنيا را پشت سر اندازد و نزد او طلا و سنگ ، نقره و گل يكسان باشد در غير اين صورت سگ كوفي از هزار صوفي بهتر است   بنابراين هركس كه به ولايت و امام وقت اتصال يافته باشد قطب هدايت است و اگر منقطع باشد و مردم را دعوت كند قطب ضلالت و گمراهي است از اينرو تصوف داراي ظاهري و باطني است ظاهر آن همان شريعت مصطفوي و باطن آن اتصال به ولي وقت يا اتصال به كسي است كه او متصل به ولي وقت است و اين همان دين حقه اسلام است كه امير مومنان فرمود : " ان الدين عندالله الاسلام  و الاسلام هوالتسليم " يعني دين در نزد خداوند اسلام است و اسلام چيزي جز تسليم نيست بنابراين آگر كسي به ولايت متصل نباشد اگر چه ظاهر اعمالش نيز با شرع نبوي مطابقت كند ليكن او را از اسلام و تصوف بهره اي نيست اي دوست عزيز با تو گفتيم كه جان و حقيقت دين محبت به اهل بيت پيامبر صلي الله عليه وآله و تسليم به مقام ولايت است و تصوف چيزي جز اين نيست جز آنكه بيگانگان از اين معنا نيز ظاهري از تصوف اختيار نموده و مدعي تصوف شده اند چنانكه شيخ ابو سعيد ابي الخير رحمه الله عليه مي فرمايد : تصوف درابتدا حال بود و سپس تبديل به گفتار شد و آنگاه حال و گفتار از ميان رخت بربست و حيله و مكر جايگزين آن شد همچنين فرمود : تصوف عزتي است در ذل و توانگري است در درويشي ، خداوندي است در بندگي ، زندگاني است در مرگ ، شيريني است در تلخي هر كه در اين راه درآيد و در اين راه بدين صفت نرود هر روزسرگردانتر بود آري دوستان عزيزهر كس در راهي كه امام علي (ع) فرموده اند و همچنين طريقي را كه شيخ ابوسعيد معرفي نموده قدم گذارد بدرستي در راه تصوف قدم برداشته است كه اين طريق همان شريعت اسلام ناب محمدي است در غير اين صورت ضلالت و گمراهيست .  

منبع : كتاب نشان از بي نشانها جلي يك صفحه 262

گرد آورنده : مرحوم شيخ علي مقدادي رحمت الله عليه