انتخابات یا اتهامات
خدمت دوستان عرض کنم که از شما چه پنهان ، حقیر انتخابات اخیر امریکا را از طریق خبرگزاریها و سایتها رصد می کردم در جریان مناظره های آقایان اوباما و رامنی هیچگاه حرکت ضد اخلاقی دیده نشد . هر کدام سعی می کردند که نظرات خود را بیان کنند و اگر هم نکته ابهامی در نظرات یکی از آنها وجود داشت از یکدیگر محترمانه توضیح می خواستند وهرگز در صدد تخریب نفر مقابل خود بر نیامدند . در پایان انتخابات هم که دیدید پیروزی با اوباما بود و پس از اطلاع رسانی از آخرین نتیجه انتخابات ، آقای رامنی اولین کسی بود که به آقای اوباما تبریک گفت . درست است که ما با آمریکا قطع رابطه نموده ایم و او را دشمن انقلاب اسلامی ایران به حساب می آوریم اما ما از دشمن خود در این انتخابات درس آموختیم . این دو نفر کاندید به ما یاد دادند که چگونه مناظره برگزار کنیم بدون اینکه یکدیگر را متهم سازیم . حتی آقا رسول الله (ص) هم در حدیثی به مومنین چنین فرموده اند : به سخنان دشمنانتان توجه کنید قسمت خوب آنرا بکار گیرید و آویزه گوش خود نمائید و بقیه را بدست فراموشی بسپارید . مطمئن باشید آقای رامنی از هم اکنون خود را مانند رفیقی دلسوز در کنار آقای اوباما قرار می دهد و همچنین به ارزیابی خود می پردازد تا ببیند به چه دلیل در انتخابات با شکست روبرو شده است . پس از ریشه یابی سعی می کند که ضعف خود را به نقاط قوت تبدیل کند تا در انتخابات سالهای بعد پیروز میدان باشد . اما ما که خود را مسلمان شیعه می نامیم و می گوئیم اسلام آخرین دین خدای بی همتا و پیامبرش هم مجهز به مکارم اخلاق است و همچنین آن بزرگوار را پیامبر رحمت العالمین می دانیم پس چه شد که در انتخابات سال 88 آن مناظره هائی که بیشتر به مشاجره شبیه بود بوجود آمد . حوادث تلخ سال 88 نشان داد که ما حتی تحمل سخنان مخالف خود را هم نداریم پس چگونه اسم خود را شیعه گذاشته ایم ؟ مگر" تحمل مخالف خود " جزو الفبای اخلاق و ادبیات دین مبین اسلام نیست . کسی که تحمل سخنان مخالف خود را ندارد به چه جرات به خود اجازه می دهد که در انتخابات شرکت نماید . روی سخن حقیر به دولتمردانی است که قصد دارند در انتخابات سال 92ریاست جمهوری شرکت کنند ، آقایان بزرگوارحداقل از دشمنتان درس عبرت بگیرید زیرا آنها به شما ادبیات اسلام را دیکته کردند حقیر واقعا از خود خجالت کشیدم که چرا ما باید قوانین اسلامی را ازافرادغیر مسلمانان بیاموزیم ؟ این مساله واقعا بنده را می آزارد . ما که این همه ادعا داریم و سنگ شیعه بودن را به سینه می زنیم چرا به الفبای اولیه دین خود آشنا نیستیم و اگر معتقد هستیم که این حرف درست است پس چرا این همه ادعا می کنیم ؟